الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

188

الغدير ( فارسي )

آيا من اولى ( سزاوارتر ) بمؤمنين از خود آنها نيستم ؟ گفتند آرى هستى . فرمود : پس اين ( اشاره بعلى عليه السّلام ) ولىّ كسى است كه من ولىّ اويم ، بار خدايا ! دوست دار دوستان او را و دشمن دار دشمنان او را من كنت مولاه ، فعلى مولاه ، اين جملات را با صداى بلند مىفرمود بعد از اين اعلام ، عمر بن خطاب با او روبرو شد و گفت : گوارا باد تو را اى پسر ابى طالب ، گرديدى مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ايمان . و نيز باسناد مذكور از حافظ ابى بكر بيهقى ، از حافظ ابى عبد اللَّه حاكم ، از ابى يعلى زبير بن عبد اللَّه ثورى ( 1 ) از ابى جعفر احمد بن عبد اللَّه بزّاز ، از على بن سعيد ، از ضمره ، از ابن شوذب تا آخر حديث مذكور از طريق خطيب بغدادى در ص 119 از حيث سند و متن روايت شده است . 23 - ابو الفرج ابن جوزى حنبلى متوفّاى 597 در مناقب خود از طريق احمد بن حنبل باسناد از براء بن عازب بلفظ او چنان كه مذكور افتاد روايت نموده است . 24 - فخر الدين رازى شافعى ، متوفّاى 606 داستان تهنيت را در تفسير كبير خود جلد 3 ص 636 و در چاپ ديگر ص 443 بلفظى كه در ص 97 ذكر شد روايت نموده است . 25 - ابو السعادات ، مجد الدين ابن اثير شيبانى متوفّاى 606 در جلد 4 « النهاية » ص 246 بعد از شمردن معانى مولا گويد : و از اين قبيل است حديث : من كنت مولاه فعلى مولاه ، تا آنجا كه گويد : و سخن عمر به على عليه السّلام : « اصبحت مولى كلّ مؤمن » . 26 - ابو الفتح محمّد بن على نطنزى در كتاب خود - الخصائص العلويّة - باسناد خود داستان تهنيت را از ابى هريره بلفظ آن از طريق خطيب بغدادى كه در

--> ( 1 ) در مناقب چنين مذكور است : و در فرائد حموى - نورى - و در تاريخ خطيب توزى . ذكر شده به ج 1 ص 175 مراجعه نمائيد .